يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
32
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
رفتم . يك پياله چائى خورده مراجعت كردم . شكارچى يك آهوئى شكار كرده درب در نگاه داشته بود . گفتم انعام دادند . روز پنجشنبه بيست و هفتم يك ساعت به دسته مانده از خواب برخاستم . گفتند عباس شكارچى پنج رأس شكار آورده . گفتم به علماى جاجرم تقسيم نمايند چون منزل امروز كبابه است و زياده از سه فرسخ نيست ، نسبت به هرروز ديرتر سوار شدم . دو از دسته گذشته بود درب دروازه سوار كالسكه گرديدم . ديشب باد به شدت مىآمد . صبح هم متصل باد مىآمد . دو فرسخ كه آمديم اسب خواسته سوار شدم رو به كوه كبابه جهت شكار رفتم . عباس شكارچى هم بود . شكار ديده نشد . آمديم منزل ناهار خورده خوابيدم . بعد نصرت الله خان هم آمد . در اين بين عباس شكارچى يك رأس بزكوهى زده آورده انعام گرفت . بعد از نيم ساعت گفتند يك مرغابى در ميان استخر نشسته . تفنگ برداشته از چادر بيرون آمدم . نزديك استخر رفتم پريد . تير انداختم افتاد . به قوشچيها دادم گفتم به قوش بدهند . كريمدادخان جهت عدم ساعت امشب در جاجرم مانده فردا يك سره به رياحآباد خواهد آمد . از جاجرم تا كبابه سه فرسخ است . آبادى ندارد . چشمهاى است ميان كوه جزئى زراعتى مىشود . متعلق به ميرزا مصطفى قلى منشى باشى است . روز جمعه بيست و هشتم يك ساعت به دسته مانده برخاستم . نزديك چادر آتش زيادى كردند . نصرت الله خان سرتيپ را از اينجا معاودت دادم . بعد از رفتن بنه طلوع آفتاب سوار شدم . چيزى كه قابل ذكر باشد ديده نشد . رسيديم به رباط « سونيج « 1 » » . چند نفر شتردار ديده شد كه از شاهرود اجناس بار كرده به سمت بجنورد مىرفتند . رباط سونيج از بناهاى قديم است و به وضع خوبى ساخته شده است تماما از آجر . دم دروازه را كاشىكارى كمى نموده ، اما بسيار خوب
--> ( 1 ) سونج هم گفته مىشود . اما اينكه سهام الدوله آن را تركى نوشته است معلوم نيست زيرا نام سونيج در مركز ايران ( يزد ) هست . ( ا . ا . )